نه دوستیمان بر خاسته از عشق بود ، نه عشقمان بر خاسته از دوستی .
من نهصد روز فکر کردم .
به او به خودم .
به دیگران .
...
تازگی ها ، چند روزی است...
حرفش که می شود ، شوق بر می دارد مرا ...
خوب است دوستتان ، همراهتان ، همسرتان ، معشوقتان باشد .
همه چیزتان باشد .
همه چیزش باشید .
فکر می خواهد ؛ تکلیف دارد که روشن شود... دست کم نهصد روز !!!
دوستم بود . همراهم شد . همسرم شد .
من ...
دوستی داشتم که معشوقه ام شد . همه چیز من شد .
چند روزی است ...
بگذارید زندگی مان را بکنیم ...
بروید زندگی تان را بکنید ...
پ ن : برای خیلی هاست این دستنوشته ، برای من ، برای تو ، برای آنهایی که به زندگی مان لطمه میزنند .

برچسب ها :
شیفته،
دنیای این روزای من